بهشید




Friday, August 16, 2002

٭ همكاران شيÙ�ت صبح مياند
يه سلام گذرا و رد ميشند
صحنه ايي كه هر روز داره برام تكرار ميشه
مثل عيور از چراغ قرمز پل گيشا
چراغي كه حركت �كر من موج زدن اينور وانور ر�تنشو مثل اتوبوس برا چند دقيقه طولاني كه
گاه لذت بخش و گاه درداوره متوق� ميكنه
ديروز كه داشتم مي اومدم سر كار
البته اون موقع مردم برمي گردن سر خونه شون
با خودم اروم يعني يه مقدار عميقتر
�كر مي كردم كه برا چي زندهام
برا چي اينمهمه كار مي كنم
اين ا�كار بعداز خوندن يه داستان از
آلبرتو واسكز �يگه روا به ذهنم رسيد
بيان غم انگيزي از سرنوشت ازدايخواهاني كه بالاخره با ديكتاتور
و يا با جبر طبيعت به طور كاملا ناخواسته كنار مي ايند
ارماناشونو زير دستو پاي سنگشن زندگي كه خودشو اروم شيرجه ميزنه روشون گم مي كنن
شعاراشون به نظرشون مسخره مياد
گذشته رو �راموش مي كنن
اگه برا همنوع خودشون مي جنگن در پس يه نسيم راحتي همه شو �راموش ميكنن
خود من هم شايد له شدم
برا همينه كه همش دارم احساس روزمرگي مي كنم
احساس كسي كه يه مسير هميشگي رو ميره و برمي گرده
طوري كه نه ديگه مسير ر�ت براش معنايي داره نه مسير برگشت
يه چيز جالب اين مدت تو اتوبس و از تماشا كردن مردم
دستم اومده اينكه
بيشتر كسايي كه خودشونو داخل اين محوطه اهني چپوندن يا چرت ميزنن اگه خواب نباشن
يا اينكه طوري به يه نقطه خيره شدن
كه انگار همش دارن به خط پاين نگاه ميكنن
تو چشماشون نوري از اميد به �راسوي اون نقطه پايان نمي بيني
نه اينكه خسته باشن
يه خمودگي طاعون وار كه گردن شاهرگ همه رو زده
خيلي بده اينجوري باشه اين براي يه مردم يه تمدن و يه ملت سمه
ولي پادزهر چيست
........

لینک دایمی

........................................................................................

Tuesday, July 30, 2002

٭ Ú¯Ù�تگويي در تنهايي
لینک دایمی

٭ شايد اونوقت دير شده باشه
لینک دایمی

........................................................................................

Friday, July 26, 2002

٭ Ùˆ اينك بازم
سلام
راديو داره موسيقي متن �يلم كريست� كلمبو پخش مي كنه
اهنگ �اتحان
خيلي وقته كه اين سرود داره برا همه عالم نه قاره امريكا خونده ميشه
به اين ميگن بداهه نويسي
اينكه بعد مدتي باز مينويسم برا اعلام موجوديته
چند روز پيش بود كه ميخواستم سر يه مطلب دوباره بنويسم
ولي الان يادم ر�ته كه چي بود
يه ميل از شهسوار داشتم
يه چيزايي از ايرج ميرزا نوشته بود جالب ولي تكراري بود به خودشم گ�تم
نميدونم چرا همه شعاري هستشم هم اينوريها هم اونوريها
جزئ ذات ما ايرانيها شده
اين شهسوار هم مثل اينكه تازه اومده
تو جماعت بلاگرها
خيلي با شور و علاقه است
اهان يادم اومد از چي مي خواستم بنويسم
نامزدم ديروز امتحان داشت كنكور پزشكي دانشگاه ازاد
چند ه�ته قبل كه امتحان غير پزشكي دانشگاه ازاد بود
باورتوت نميشه شب كنكور
سوالا و كليدا
تو تهران پخش ميشده
خبر از يك واسطه بهم رسيده
دوستم
خودش اونشب پيش يارو بوده
كسي كه سوالا را پخش ميكرده
پولايي كه ميگر�ته براش شمرده
ناقابل
در عرض يه شب
صد وبيست ميليون
روز بعدم پرواز
حالا ميگن ر�ته ولي احتمالا هست يا بوده برا امتحانات بعدي
هر ات�اقي تو مملكت ما بي�ته هيچ بعيد نيست
همه باورشون ميشه
اينو داشته باشين
�علا تو ك�ش بمونيد
تا بعد

لینک دایمی

........................................................................................

Saturday, July 06, 2002

٭
سلام

اي ن�سي مياد شكر خدا

خيلي وقت به خيلي وقت ميشه نوشت

نه اينكه حر�ي نباشه

كه حر� بسيار است ولي
خب ديگه
همينجوري سرت به چيزايي گرم ميشه كه نوشتنت نمياد
خوب اين ترم هم تموم شد با تموم مصيبتاش
آخ كه چه حالي ازم گر�ته شد موقع امتحانات
صا� صا� شدم
از صا�ي هم گذشت
نميدونم اين همه امتحان دادم
چي شد
بيچاره دانش
علم
چقدرم زندگي كردن داره مشكل ميشه
دهن ادمو صا� ميكنه
مثل اينكه جز صا� شدن از دست من يكي كاري بر نمياد
! برم درباره اوقات �راغتم
�كر كنم يعد از
14
تابستون هنوز ن�هميديم يعني چي
چيكار كنيم تو تابستون
�علا
لینک دایمی

........................................................................................

Tuesday, June 25, 2002

٭ سلام من خوبم حال شما چطوره؟
نه بابا باور كنين زنده ام نمردم
�قط ازدواج كردم
بعدشم تبليم ميشد كه بنويسم
چون هر چي قرار بگم نامزدم داره با كمال بي ميلي گوش ميكنه
نه شوخي كردم
خيلي وقت بود ننوشته بودم
دلم برا يه چند ن�ر از اين وبلاگ نويسا تنگ شده بود با نازنين كه هر روز بهم ميل ميزنيم ولي بقيه نه ديگه �كي كردن ما مرديم
يه سري هم به نزدن
خوب
دنيا همينه
خيلي زود ميايي باهات ر�يق ميشن
بعدم خيلي زود �راموش ميشي
�كر كنم
اينكه باعث شدباز بنويسم ميل بلاگر طناز بود
ايشون لط� كردن يه سري به وبلاگم زدن
خوب پس اگه ننوشتم من زنده ام
نمردم
تقريبا خيلي از شماها رو دوست دارم وارادت
�علا
لینک دایمی

........................................................................................

Thursday, May 23, 2002

٭ بچه كه بودم هميشه Ù�كر ميكردم چشاي من اشيا رو
يه جور ديگه ميبينه يعني مت�اوت از بقيه
چون رنگشون ابيه
يادمه پيله ميكردم به همبازيام كه اون
ديوار چه رنگيه
ابر چه رنگيه اين مداد
بعد كه ميديم اونم اسم رنگايي كه ميبره مثل منه بي خيال ميشدم
اما اينكه ابي بودن هر چند باعث جلب توجه بودن
و بعضي موقعها دردسر جدي برا من ايجاد ميكردن ولي
خب مي ارزيد
همون پسر چشم ابي
يه مشخصه خوب
اولين خوبيش اين بود كه
تو چند لحظه البته تو دوران راهنمايي
دبيرستان و سالاي اول دانشگاه
پسر يا مردايي كه خوي بچه بازي داشتن ميشناختم
ما مثلا خوشگل بوديم
به قول شاگرد اول دبيرستانمون بچه خوشگل محل
اخ كه بعضي وقتا چه دردسري ميكشيدم
يه سري تو پارك نشسته و اون روزا دم كنكور بود وداشتم
درس ميخوندم
واي يه لات معرو� شهر كه همه ميشناختنش
اومد رو سرم
البته من سريع حدس زدم حاجت
اين بنده خدا چيه چون
دو روز پيش موقعي كه داشت ميوه
مي�روخت يعني به شغل تابلوش مشغول بود
وقتي از كنارش با دوچرخه گذشتم تا ته خيابون بهم خيره شده بود
يه دور اومد از سرم گذشت
كتابمو نگاه كرد
يه ر�يق سبيلش هم باهاش بود
البته اين پسره تو كار تئاتر هم بود
يه تئاترشو من ديده بودم انصا�ا حال كردم
اره يه دور زد دوباره برگشت
چند لحظه جلوم وايساد گ�ت
چي ميخوني
گ�تم
....
نميدونم چه كتابي بود
گ�تم براي چي ميپرسي
گ�ت
دادشم دانش اموز تجديد شده ميخوام بدونم
كي بايد امتحان بدم
منم گ�تم
بله اقاي ناصري برو يه جاي ديگه
يوهو گ�ت
اسم منو از كجا ميدوني
گ�تم
تو اينقدر تابلويي كه همه ميشناسنت
گ�ت
حالا تو اسمت چيه
گ�تم
چه �ايده ايي برات داره
گ�ت
ميخوام باهات دوست بشم
گ�تم
كسي با بچه سربان محله دوست نميشه
اين اسم محل خلا�اي شهر بود
قه قه زد زير خنده
گ�ت
سلبان مله
اون اسمش ساربان محله اس اگه نميدوني بدون
ما هيچي نگ�تيم
يهو دستش اورد
كتابمو گر�ت
اسممو خوند
بعدش من گ�تم
ببين اقاي ناصري من خودم
صدتا تشنه رو تشنه ميبرم دم رودخونه و تشنه هم برمي گردونم
البته خيلي با لحن لاتي گ�تم هر جند تودلم ترسيده بودم
اونم يه نگاهي كرد و باز خنديد
گ�تم برو
برو يه جاي ديگه خدا
روزيتو بده
ديد نميتونه
گذاشت چند قدم اونورت
ر�ت پيش ر�قيقش
اقا ما هم كه ديگه داشتم از ترش ج�ت ميكرديم
دوچرخه مونو برداشتيمو �لنگو بستيم از تو كوچه پس كوچه ها
ادم خيلي خطرناكي بود
داداشم كه قبلا تو هنرستان اين شرور درس خونده بود
ميگ�ت
اين يارو شاگرد اول كلاسشونو كه خيلي هم خشگل بوده برده
خونه شون به بهانه درس خوندن و
اونوقت ترتيب طر�و داده
بعدش هم �لنگو بسته يه شهر ديگه
نميدونم شايد براش ميارزيده برا چند دقيقه چند ماه دربدر شه
بگذريم
اره چشماي ابي
اما خوبياش ا ينكه
شايد خيليها به خاطر همونا به من محبت ميكردن
البته نه با قصد بد
خيلي بده كه پسر باشي و بقيه با چشم يه دختر بهت نگاه كنن
يه زماني مير�تيم تدريس
بچه هاي مدرسه ميگ�تن اقا خوشگله اومد
يكيشون يه سومي
هي ميچسبيد بهم اقا خيلي دوست دارم
بعد يوهو منو ميبوسيد
حالا كه صورتمون پر ريش شده
چروك برداشته
يه مقدار راحت شديم
دو تا چشم ابي



لینک دایمی

........................................................................................

Wednesday, May 22, 2002

٭ بعضي موقعها اين استادا يه كاري مي كنن كه تو رو ضايع
كنن برعكس خودش ضليع ميشه
اون وقته كه اي تو حال مي كني اي تو دلت بشكن ميزني
با همون رئيس دانشكده مون كه من خيلي باهاش مشكل دارم كلاس
داشتيم
اقا اين يه حر� غير منطقي داشت ميگ�ت انتظار داشت
بچه ها حر�شو قبول كنن
هي اصرار ميكرد و هي يه استدلال تكراري
طبق معمول هم ما رو متهم مي كرد
كه خلا� عقل حر� ميزنيم
عقلمون عقل جنگله
حالا تو علوم انساني پر از اين اختلا� نظرها ولي
حضرت والا اينقدر به خودشون مطمئنن كه ميگن من عقل و شما
جنگل
اينا نيم ساعت باهم ور ر�تن
من كه حال بحث نداشتم تماشا چي
بعد از اون مطلب گذشتن
رسيدن به يه بحث ديگه
ايا موصي به يعني مورد وصيت لازمه كه موقع وصيت موجود باشه
يا اينكه بعدا هم يعني بعد از مرگ موصي بوجود بياد وصيت درسته
اين استاد �اضل �رمودن مشكلي نداره و وصيت باطل نيس
اين حر�ش بر خلا� حر� قبليش بود كه ميگ�ت
الا بالا
كسي كه وصيت براش شده بايد هنگام وصيت زنده باشه و شرايط دارا شدن رو داشته باشه
اينكه بعدا بوجود بياد يا مثلا اگه كا�ر مسلمون بشه �ايده نداره
خوب مام بهش گير دايم
هي بالا ر�ت هي پايين اومد
اخرش گ�ت
داري جر ميزني
اي بچه ها خنديدن
كه اين ايستاده بالاخره برا من جوابي نداشت و خواست منو ضايع كنه خودش ضايع شد
خوب عزيز من استاد بودن كه دليل
نميشه شما هميشه درست �كر كني
اين اقا مثلا استاد ملي ما تو اين رشته اس
خوب بعضي جاها يا در كل خوبه
ولي همين باعث شده كه غرور علمي و نديدن حقايق
بگذريم
كه درد بسيار است
در ضمن باز هم گزارشي درام از راننده تاكسيها
داشتيم از گيشا مير�تيم �اطمي
شروع كرد
خدايا سر چي بود يادم نمياد
كه
اين خاتمي هم هنوز خيلي مونده رس ملتو بكشه
معلوم نيس چه لايي داره سرمون مياره
هي ميامن �حش ميدن محا�ظه كارا
بابا وقتي همين محا�ظه كارا بودن كه ما گشنه نبودمي اينجوري نبود اوضا
مرتيكه انگليسي
..........................
اينا حر� راننده تاكيسي نه من
خوب اقاي خاتمي عزيز تبريك
ملت ما به توسعه سياسي كه شما ميخواستين رسيدن
همين كه �هم شعار و عملو مي�همن دمشون گرم
يعني
اگه الان شما حضرات چپ و راست الان دارين بهم امتيا ز ميدين
البته بعد از گر�تن اتوهاي مختل� و مچ گيري برا ح�ظ قدرت
چرا دارين مارو له ميكنين
يكي با شعار دين ويكي با شعار ازداي
خودتونيد



لینک دایمی

........................................................................................

Sunday, May 19, 2002

٭ ديگه دارم كم كم شرمنده دوستان ميشم
نامه خيلي را به اميد اينكه م�صل جواب ميدم
هنوز كامل جواب ندادم
خوب ازدواج اين چيزا رو هم دراه ما تازه نامزد شديم
ولي بعدا چي ميشه خدا ميدونه
لینک دایمی

٭ سلام
بعد يه غيبته چند روزه نوشتن هم يه حالي داره
خوب همش از يه نگاه شروع شد
بعد كه نگاش كردم ديگه اون تصوير تو ذهنم موند نقش بست
اروم اروم سر خورد تو دلم كم كم داره ميره گوشه قلبم خونه ميكنه
همون جا عاشق ميشي تو يه برخورد
بجاي شرم وحياي متداول اينقدر تو رو ميخندونه كه احساس ميكني خيلي وقته همديگر رو ميشناسين
بدون هيچ ترسي از اينكه ممكنه تو بهش نه بگي شروع ميكنه به تعري� كردن
هر چي كه هست
استقلالي هستم
�قط عشقم �وتباله و
ذوق زده ميشي كه ميخواي باهاش ازدواج كني
بعد يه شب خوابت نميبره
صبح نميدوني چيكار كني بايد جواب بدي
نه ميتوني از زيباييش بگذي نه از شور و نشاطش
دزدكي ميري يه ميل برا نازنين ميزني
كمكم كن
تو بگو چيكار كنم
تو كه هميشه با مني و منو تنها نميذاري
ولي نازنين هم در دسترس نيس
همش يه ساعت ديگه مونده
حساب كتاب ميكني
روزاي اينده رو
تو مانيتور چشمات تصوير ميكني
هي عقب و جلو ميبري
اگه دانشگاه قبول نشه
اگه اينجوري نشه و
بالاخره خودتو تسليم ميكني بابا
بي معر�ت ده بار خواستگاري ر�تي به ده ن�ر گ�تي
نه
ديگه از مامانم خجالت ميكشيدم بگم نه
بله قبوله
اونا به دست و پا مي�تن خونه شلوغ ميشه �اميل جمع ميشن كه
ولي من كجام پاشدم ر�تم سر قبر داداشي اون كه 16 ساله هاش بود و تصاد� كرد و ر�ت
وسر مزار بابام
چي بگم ازش اجازه بخوام كه بله رو گ�تم
خيلي اروم شدم
الانم هم به ارامش رسيدم هم به
شور و نشاط
بايد چند برابر كار كنم
ممكنه كم بنويسم
كمتر به دوستام برسم
ديگه نتونم دنبال ماجرا جويي برم ولي
راضيم
از همه دوستاي خوبم عذر ميخوام
ولي توصيه ميكنم
حتما به �كر ورود به اين دنيا
باشيد دنياي قشنگيه تو هيچ حالتي نمي تونيد تصورشو بكنيد
ديگه دو تا شدين
اين خيلي قشنگه
تا بعد
در ضمن تو اين مسا�رت بهارو كاملا حس كردم
پارسال كه سيل اومد و جنگل گلستان كليش تخريب شد
ديگه او ن جاده خيلي دلگير بود
ولي الان خيلي قشنگ شده همه درختاش دوباره جو ن گر�تن
از لاي درختاش كه اسمون نگاه ميكني
يه زمزمه رو لبات جاري
ميشه اره
زبايي اون كسي كه خيلي بزرگه
اوني كه قدر ت خلق زيبايي رو داره
همه تونو دوست دارم







لینک دایمی

........................................................................................

Monday, May 13, 2002

٭ بالاخره رسيد
خوش اومدي
ص�ا اوردي
غنچه قلبم شك�ت
ايينه با هام اشتي كرد
قناري عشقم دوباره شروع كرد به خوندن
بمون كه موندنت بهارمه
حالا من ميرم
ولي با تو و صد�ات
نازنين زبياترين نقطه قلبم به تو تعلق دراه
ابجي نازنين گل

لینک دایمی

٭ سلام
من امروز ميرم مسا�رت اگه ميلاتون جواب ندادم
ناراحت نشين
در ضمن امروز جناب هودر اسم اين وبلاگ حقيرانه رو در
ليست وبلاگاي �ارسي اضا�ه كرد
مثل اينكه اون دعوا و دست به يقه شدن رو
�راموش كرده چه دل پاكي
پير شي جوون
پس تا بعد
لینک دایمی

........................................................................................

Home